کودکان را هرگز لحظه ای تنها نگذاریم....
#محتوای_آموزشی
#سریال_سلامتی_آنچه_باید_بدانید «قسمت دوم»
▪️ کودکان خطر را نمیشناسند؛ مراقبت شما، آینده ی آنهاست...
✅ بیایید با افزایش آگاهی سلامتی را به خود و دیگران اهدا نماییم.
���� فقط یک لحظه ...برای همیشه ...من فقط میخواستم بازی کنم...
من سارا چهار سالهام و آن روز، در باغی بودم پر از آدمهایی که دوستشان داشتم. بزرگترها داخل خانه بودند و من و چند تا از بچههابا قد و قوراه کوچیک و بزرگ ، توی باغ بزرگ بازی میکردیم. صدای خندهمان همهجا پیچیده بود و من فکر میکردم این روز قرار است تا همیشه همینقدر قشنگ بماند.
کمی آنطرفتر، بچههای بزرگتر کنار استخر رفتند ، آببازی میکردند ، میخندیدند و شاد بودند . من هم با همان کنجکاوی کودکانه، نزدیک استخر رفتم. برای من، استخر جایی بود برای بازی و نشاط؛ نمیدانستم بعضی جاها میتوانند برای یک کودکی مثل من ، چقدر خطرناک باشند.
آن لحظه هیچکس کنار من نبود. هیچ دست بزرگی نبود که دست کوچکم را بگیرد و بگوید: «نزدیک نشو.» هیچکس فکر نمیکرد چند لحظه بیخبری بتواند چنین پایان تلخی داشته باشد.
بچههای بزرگتر وقتی متوجه شدند چه اتفاقی افتاده، پدر و مادرها را صدا زدند. همه با عجله آمدند؛ اما برای من دیگر دیر شده بود. بعد از آن، دیگر صدای خندهها را نشنیدم...
کاش آن روز یک نفر کنارم میماند. کاش دسترسی من به استخر محدود بود. کاش استخر برای کودکی مثل من، ایمن و استاندارد بود. کاش یک بزرگتر میدانست که «چند دقیقه» برای مراقبت از یک کودک، چقدر ارزشمند است. من دیگر نبودم ...و شاید سختترین «کاش ها » برای پدر و مادرم این باشد: کاش فقط یک بار دیگر صدای خندهام را میشنیدند... کاش فقط یک بار دیگر میتوانستند مرا در آغوش بگیرند.
من فقط چهار ساله بودم؛ خطر را نمیشناختم. اما شما بزرگترها میتوانید خطر را بشناسید و قبل از حادثه، جلوی آن را بگیرید.
کودکان را کنار استخر حتی برای لحظهای بدون مراقبت مستقیم رها نکنید؛ دسترسی کودکان به استخرهای غیراستاندارد و بدون حفاظ مناسب را محدود کنید و هیچوقت حضور چند کودک بزرگتر را جایگزین مراقبت یک بزرگسال نکنید. گاهی یک لحظه بیخبری، برای یک کودک کافی است؛ اما برای یک خانواده، میتواند حسرتی برای تمام عمر باشد.
✅ بیایید با افزایش آگاهی سلامتی را به خود و دیگران اهدا نماییم.
نظر دهید